پیکز موزیک | دانلود آهنگ


یادداشتی از رسول جعفریان، پژوهشگر تاریخ که در خبرآنلاین منتشر شده است را در ادامه می‌خوانید:

«بلاذری متوفای ۲۷۹ فصلی از کتابش «انساب الاشراف» را به اخبار امام حسین علیه‌السلام و عاشورا اختصاص داده است. در این مقاله، مروری بر این ۸۹ روایت از نظر سندی و متن البته به صورت گزارشی خواهیم داشت. این متن، یکی از کهن‌ترین متن‌های مربوط به اخبار عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام است.

دور شدن بلاذری از روش سندی در بخش اخبار کربلا ، مطلبی است که در جای دیگر شرح داده ایم. به عبارت دیگر در میان سه منبع، یعنی ابومخنف (میانه قرن دوم)، ابن سعد (م ۲۳۰) ، و بلاذری (م ۲۷۹)، مورد سوم، غالبا کمتر از سند استفاده کرده و بیشتر با استفاده از کلمه «قالوا» برای یکپارچه کردن آن نقلها، استفاده می کند و این امر، یک کار دو وجهی در حوزه تاریخ نگاری مسلمانی است. از یک طرف، دقت را کم می کند، و از طرف دیگر، در این ترکیب، می کوشد تا نگاه جامع تری به نقلها داشته، و تعارض آنها را برطرف کند. اما مهم تر از این دو نشان می دهد که اینان از کتابها استفاده می کنند نه از اخبار شفاهی.

در باره این روش تاریخ نویسی، یعنی دور شدن از سند و تهیه گزارش تاریخی منسجم، باید گفت، در واقع، بلاذری و گاه گاهی ابن سعد، با استفاده از این روش، در پی کارآمد کردن نقلهای تاریخی شان در یک بسته خبری هستند، اما معلوم نیست همه جا این روش سودمند باشد و توان گفت که در مواردی، برخی از حقایق از دسترس خارج می شود. در مقایسه نقلهای بلاذری و دو نسل قبل از او، می توان گفت، از دقت کار سندی کاسته شده، و نقلهای طولانی تر، و البته یک دست از رویدادها به دست داده شده است. این کار، به خصوص، از زمانی که بیان رویدادهای اصلی عاشورا آغاز می شود، به حدی غیر سندی است، که بخش عمده متن، بدون سند ارئه می شود. در این بخش، هدف مولف، تمرکز روی سلسله رویدادها به شکل بهم پیوسته بوده و گویی نمی خواهد با ارائه سند تک تک نقلها، این تسلسل را بر هم بزند.

بلاذری، گردآورنده از متون دو نسل قبلی و احتمالا ـ که البته بسیار بعید است ـ از برخی از اخبار شفاهی است. او بیشتر از مکتوبات و آثار مورخان قبلی استفاده کرده است، کسانی مانند عوانة بن حکم یا عمر بن شبه یا هثیم بن عدی و دیگران. با این حال، تا اندازه ای شکل سندی را حفظ کرده و به طور کلی مطالبی که آورده، به سه صورت است: اول، یک عبارت کلی بدون اشاره به هیچ نوع سندی. دوم با تعبیر «قالوا» که جمع اخبار چند سند است. سوم یک سند مشخص از یک کتاب یا منبع خاص تا برسد به حادثه.

مجموع آنچه بلاذری در باره امام حسین ع آورده، ۸۹ روایت است. این شماره گذاری را مرحوم شیخ محمد باقر محمودی در تصحیح بخش طالبیین انساب الاشرف در دو مجلد انجام داده و تا اندازه ای بر اساس همین تفکیک سندی ـ حادثه ای است.

در اینجا مروری بر این روایات با همان شماره گذاری، با اشاره به سند و محتوای آن خواهیم داشت.
روایات شماره ۱ تا ۸ در باره فضائل امام حسین است. بلاذری در ابتدا، مانند محدثان، چند حدیث در فضائل امام حسین ع می آورد که اسناد آن، شبیه اسناد دیگری است که در این قبیل روایات فضائل دیده می شود. سپس به برشمردن اولاد امام حسین ع پرداخته و به تدریج وارد بحث تاریخ زندگی امام حسین می پردازد که طبعا تاریخ سیاسی است.

روایتی در باره موضع امام حسین ع نسبت به صلح برادرش با معاویه. این روایت که روایت شماره ۹ شرح حال امام حسین در انساب است، با تعبیر «قالوا» شروع می شود. روایتی است که به گفته بلاذری، ناخرسندی وی را از صلح نشان می دهد، اما همزمان، روی اطاعت از برادرش تأکید دارد. رهبران شیعیان کوفه در این دیدار، اصرار بر دشمنی خود با معاویه دارند.

روایت ۱۰ هم همین مضمون را دارد و این که سیاست این بود که تا مرگ معاویه صبر کنند. در این مدت «یأخذون اعطیتهم و یغزون مغازیهم» در میادین جنگ هم شرکت کرده و سهم خود را می گرفتند. روایت ۱۱ و ۱۲ هم در باره همین تفاوت مشی میان امام حسن و امام حسین ع است. در تمام اینها، نقلها بی سند و با عبارت «قالوا» آمده است. در روایت ۱۲ موضع تند حجر بن عدی نقل شده است ابتدا خطاب تندی با امام حسن ع دارد و سپس با امام حسین با این تعبیر که «شریتم العز بالذل»، عزت را فروختید و ذلت را خریدید، یک موضع تند آشکار. اما پاسخ امام حسین ع این است: إنا قد بایعنا و لیس الی ما ذکرت سبیل». بیعت کرده ایم، و امکان نقض آن وجود ندارد.

روایت ۱۳، روایت بلندی است که از رحلت امام حسن ع، نامه نگاری رهبران شیعه کوفه به امام حسین و آمدن او را به مکه شامل می شود. این روایت نیز با «قالوا» شروع شده و سند معین ندارد. به نظر می رسد، در تمام این موارد، یک تاریخ نویس، فارغ از سند، دوست دارد متن تاریخ را در ترکیب میان اقوال و اخبار و نقلها جستجو کرده گزارشی ارائه دهد. این خبر مربوط به یازده سال، میان وفات امام حسن و مرگ معاویه است. اشراف عراق و حجاز مرتب نزد حسین بن علی می آیند. تصور بر این است که معاویه، برای پس از مرگش، امر را به امام حسین واگذار خواهد کرد. در اینجا، نامه ای هم از امام حسین ع به معاویه آمده که بسیار تند است. بند دوم این نقل، در باره مرگ معاویه، و حرکت امام حسین از مدینه به مکه است. مدینه جایی متعلق به امویان و با شرایط سخت بود، اما مکه بهتر بود و امام به گفته خود آنجا می ماند تا ببیند چه خواهد شد.

روایت ۱۴ بلاذری از «ابومخنف به نقل از عبدالملک بن نوفل بن مساحق» است که او هم از راویان اخبار تاریخی است که ابومخنف روایاتی از او در موارد مختلف دارد. روایت ۱۵ به نقل «العتبی» است که هیچ نامی قبل و بعد او نیامده است. این عتبی از مشایخ ابوعلی حسن بن علی حرمازی است که روایات او یعنی حرمازی از عتبی و منابع دیگر فقط در بلاذری آمدهاست. به احتمال این حرمازی کتابی داشته که دست بلاذری بوده است. البته یکی دو مورد دیگر هم از وی در منابع دیگر هست که قابل توجه نیست. به هر حال عتبی که در موارد بلاذری اغلب از پدرش از ابی المقدام مطلبی آمده، معلوم نیست کیست.

روایت ۱۶ و ۱۷ باز بدون سند، در باره رویدادهای پس از مرگ معاویه تا رسیدن امام به مکه است. تنها روایت ۱۷ با تعبیر قالوا امده است.

روایت ۱۸ با تعبیر «حدثنی بعض قریش» آمده که به احتمال زیاد از یکی از منابع قدیمی برداشته شده ، نه این که بلاذری این خبر را از بعض قریش نقل کرده است. این خبر مربوط به دویست سال پیش از زمان نگارش است و نمی شود گفت او از بعض قریش مطلبی را نقل کرده است. هرچند می تواند محتمل باشد.

روایت ۱۹ با تعبیر «قالوا» آغاز شده و مربوط به کسانی است که به عنوان مشاوره، به امام حسین ع توصیه کردند به عراق نرود. روایت ۲۰ با تعبیر «روی» آمده و مطلبی است در باره ابن عباس که در وقت ترک کردن امام حسین ع پس از مشورت، نگران سرنوشت قتل او بود که با جمله کوتاهی آمده است.

روایت ۲۱ مسند نقل شده «حدثنی احمد بن ابراهیم الدورقی حدثنا شبابه بن سوار عن رجل (قال: احسبه: یحیی بن اسماعیل بن سالم ازدی) عن الشعبی…. این احمد بن ابراهیم دورقی که معاصر احمد بن حنبل است، منبع مهمی برای بلاذری است و تعداد روایاتی که از او نقل کرده ۱۷۲ روایت در مجموع انساب با تعبیر «احمد بن ابراهیم الدورقی» است که به می رسد کتاب یا کتابهایی از او در اختیار وی بوده است. این در حالی است که طبری فقط یک بار نام وی را در یک سند آورده است. روایت ۲۲ هم از همین دورقی است و در واقع، هر دو نقل او از شعبی و در باره برخورد عبدالله بن عمر با امام حسین ع در توصیه او در نرفتن به عراق است.

روایت ۲۳ با سند «حدثنی حسین بن علی «الاسود» عن یحیی بن آدم» باز در باره همان موضوع است. این سند هم در بلاذری بسیار تکرار شده و باز نشانگر اهمیت نقش این حسین بن علی اسود به عنوان دارنده یک کتاب یا راوی متخصص از آثار یا اثری از یحیی بن ادم، است. خبر مزبور هم در باره نامه نگاری احنف بن قیس به امام حسین در نرفتن به عراق است.

روایت ۲۴ و ۲۵ و ۲۶ بدون سند و با عنوان «قالوا» باز همین حکایت یعنی مخالفت برخی از افراد و نیز حاکم مکه با وی برای خروج از مکه و رفتن به عراق است.

روایت ۲۷ با سند «حدثنی اسحاق الفروی ابوموسی، عن سفیان بن عیینه عن لبطه بن الفرزدق» حکایت ملاقات فرزدق با امام حسین را آورده است.

همین حکایت در روایت ۲۸ با تعبیر «حدثنی ابومسعود الکوفی عن عوانة بن حکم» و او از لبطه نقل شده است. عوانه از مورخان صاحب کتاب است.

روایت ۲۹ از همان «احمد بن ابراهیم دورقی» که حکایت فرزدق را این باره نه از فرزندش بلکه با سند دیگری «وهب بن جریر، عن ابیه، عن الزبیر بن خریت عن فرزدق» نقل کرده است.

روایت ۳۰ هم با قالوا، از اعلام مخالفت عبدالله بن جعده خبر می دهد که نامه ای توسط فرزندش عون برای امام حسین ع نوشته بود.

روایت ۳۱ از عباس بن هشام کلبی است، کسی که باید راوی اخبار پدرش باشد، و تا آنجا که می دانیم، تنها بلاذری از این واسطه در انساب استفاده کرده و به ندرت کسی دیگر از طریق این عباس خبری نقل کرده است.

بلاذری جمعا در انساب، بیش از ۲۷۰ مورد روایت از طریق عباس بن هشام کلبی از پدرش روایت کرده است. دیگر آثار معاصر، فکر می کنم بجز یکی دو استثناء کسی این عباس را نمی شناسد. باید بررسی بیشتر کرد.

روایت ۳۲ با تعبیر «قالوا» حکایت مسلم و شهادت وی را آورده است.

روایت ۳۳ نیز بدون سند و تنها با ذکر «قالوا» حکایت پیوستن زهیر بن قین به امام حسین و باقی قضایا تا رسیدن به سپاه حر و کربلا را دارد. این حکایت که چندین صفحه متوالی است، بدون هیچ گونه سندی نقل شده و روشن است که بلاذری، با استفاده از مآخذ در دسترس، عبارت ترکیبی و انتخابی خود را از مجموع آن نقلها بدون انتساب هر بخشی به راوی خاص، آورده است.

روایت ۳۴ با تعبیر «حدثنا سعدویه» آمده است که سعدویه هم سند خود را دارد. این سعدویه که بلاذری چند مورد از او نقل کرده باید «سعید بن سلیمان سعدویه» باشد که بلاذری چند بار مستقیم از وی، و یک بار از طریق احمد بن ابراهیم [دورقی] و بار دیگر از طریق محمد بن سعد از او نقل کرده است. محتوای خبر در باره تجهیز سپاه توسط ابن زیاد به کربلا و خبر بازگشت حر بن یزید ریاحی به سمت امام حسین است. منبع اصلی حصین از هلال بن اساف است، و نام این هلال، دست کم سه بار دیگر در انساب الاشراف آمده است. ادامه سند به این شکل است: «حدثنی حضین [درست آن: حصین]، حدثنی هلال بن اساف [برخی موادر: یساف آمده]»، و جایی هم «حصین بن هلال بن اساف» آمده که اشتباه است. در این باره، توضیح مفصلی مورد نیاز است. این حصین بن عبدالرحمان است که به نظر می رسد مقتلی مختصر نگاشته است. در این باره، مقاله مستقلی خواهم نوشت.

روایت ۳۵ با سند «حدثنا عمر بن شبه، حدثنا ابواحمد الزبیری، حدثنی عمی الفضیل بن الزبیر، عن ابی عمر البزار، عن محمد بن عمرو بن الحسن بن علی» روایتی است از یک شاهد که گوید کنار نهر کربلا با حسین بودم که مردی آمد و گفت «ابشر بالنار»… و این همان شمر بود.

روایت ۳۶ با تعبیر «قالوا» حکایت آمدن حسین ع به طرف دشمن همراه با یک مصحف است، که آنها توجهی نکرده و جنگ بالا گرفت و در اینجا، طی چند صفحه، اخبار نبردهای عاشورا آمده است.

روایت ۳۷ باز با «قالوا» آغاز می شود و طی آن باقی رویدادهای جنگی عاشورا گزارش می شود.

روایت ۳۸ باز با تعبیر «قالوا» فهرستی از شهدای خاندان اهل بیت را و این که چگونه و به دست چه کسی شهید شدند، تک تک، آورده است. اختلاف نقلها در اینجا نه با سند متفاوت بلکه با تعبیر «و قال بعضهم» و «یقال» گزارش شده است.

روایت ۳۹ و ۴۱ با این دو تعبیر است، و روایت ۴۰ با تعبیر «قالوا». روایت ۴۲ با تعبیر «قالوا» خبر ادامه جنگ امام حسین و شهادت ایشان را دارد.

روایت ۴۴ با تعبیر «یقال» این خبر را که خولی بن یزید با اجازه سنان، سر امام حسین را جدا کرد، آورده است. ادامه همین خبر، راندن اسبان بر بدنهای شهدا به دستور عمر بن سعد آمده است.

روایت ۴۵ با این سند نقل شده است: «قال هشام بن محمد الکلبی، قال ابی محمد بن سائب» و خبر این است که محمد بن سائب گفته است من سنان را دیدم که شلوارش را آلوده کرده و از دست مختار به سمت جزیره می گریخت و بعدها به کوفه برگشت. این روایت، مثل یک جمله معترضه در این میانه آمده است. گویا محمد بن سائب کلبی، در وقایع مختار بوده که باید خیلی جوان بوده باشد. روایت ۴۶ با تعبیر «قالوا» ادامه ماجرا، در باره اشعاری است که سنان پس از کشتن امام حسین ع جلوی چادر عمر بن سعد خواند، و ابن سعد او را دیوانه خواند.

روایت ۴۷ در باره عدد شهداء، دفن آنها، سوگواری زنان حرم امام حسین برای شهداء، نیز جدا کردن سرها و سر نیزه کردن و بردن آنهاست.

روایت ۴۸ را بلاذری با تعبیر «حدثنی بعض الطالبیین» آورده که خبر برخورد علی بن الحسین ع با ابن زیاد، و دفاع زینب از آن حضرت دارد که مانع از قتل ایشان شد.

روایت ۴۹ با این سند آمده است: «روی حماد بن زید، عن یحیی بن سعید» که فضیلتی برای امام سجاد (ع) و این که «ما رأیت قرشیا افضل بن علی بن الحسین» آمده و سپس جمله ای از آن حضرت در باره نگاه داشتن حد و اندازه برای حب اهل بیت نقل کرده است.

روایت ۵۰ در باره تعداد سرهایی که هر طایفه با خود داشت، از ابومخنف نقل شده «قال ابومخنف». تا اینجا، این اولین روایت است که بلاذری از ابومخنف نقل کرده است. اگر نقلهای دیگری از او در دل متن های سابق و روایاتی که با تعبیر «قالوا» بوده باشد، باید با تطبیق بدست آورد.

روایت ۵۱ با تعبیر قالوا، خبر حضور اسرا در کاخ ابن زیاد و چوب زدن او به لب و دندان امام حسین ع را گزارش کرده است. در اینجا باز حکایت علی بن الحسین و اراده ابن زیاد به قتل او و منصرف شدنش را آورده است.

روایت ۵۲ از سعید بن سلیمان یعنی همان سعدویه و با همان سند اوست که این بار چنین آمده: حدثنا عباد بن العوام، عن ابی الحصین» قبلا اشاره کردیم که جایی حصین بن هلال بن اساف آمده، جایی حدثنی حضین، حدثنی هلال بن اساف» و اینجا، «عن ابی الحصین» آمده و اینها نشان می دهد که چه قدر این اسناد نیاز به تصحیح دارد. محتوا، خبری است در باره خونرنگ شدن آسمان طی دو تا سه ماه پس از کربلا.

روایت ۵۳ از عمر بن شبه، و طبعا یکی از آثار او بوده است، با این سند: «حدثنی عمر بن شبه، عن موسی بن اسماعیل، عن حماد بن سلمه عن سالم القاص» و خبر این است که وقت شهادت امام حسین، از آسمان خون بارید: «مطرنا ایام قتل الحسین دما»..

روایت ۵۴ هم از عمر بن شبه، عن عفان، عن حماد، عن هشام، عن محمد بن سیرین» در باره سرخی پدید آمده در آسمان است که تا پیش از شهادت امام حسین دیده نشده بود و پس از آن پدید آمد.

روایت ۵۵ هم در باره همین فضا و این است که روز شهادت امام حسین، آسمان چنان تیره شد که ستارگان دیده می شدند.

روایت ۵۶ با تعبیر «قالوا» ادامه وقایع است که شامل خطبه خوانی ابن زیاد و اعتراض عبدالله بن عفیف شیعی است که چشم چپش روز جمل و چشم راستش روز صفین از دست رفته بود و همیشه در مسجد اعظم کوفه بود. داستان این واقعه در این خبر آمده که تا شهادت وی ادامه دارد.

روایت ۵۷ باز از عمر بن شبه است: حدثنی عمر بن شبه، عن ابی عاصم، عن قرة بن خالد، عن ابی رجاء العطاردی و او از همسایه اش که خبری در باره سرنوشت بد ابن زیاد که از او به عنوان «فاسق بن فاسق» یاد کرده، نقل می کند. ما عمر بن شبه بصری را به عنوان یک مولف بزرگ می شناسیم که تواریخ مختلف عمومی و محلی برای شهرهای مدینه و بصره و جز اینها داشته است. تاریخ مدینه او باقی مانده که کم مانند است.

روایت ۵۸ با تعبیر «قالوا» از نصب سر امام حسین بر نیزه در کوفه و گردان آن در شهر و سپس اعزام اسرا به شام یاد کرده و این که وقتی سر به شام رسید، یزید ابراز تأسف کرد و ابن سمیه را لعنت کرد. [هرچند او را همچنان حاکم کوفه نگاه داشت و به حرف بسنده کرد].

روایت ۵۹ با سند «العمری عن الهیثم، عن عبدالملک بن عمر یا عمیر… نقل شده که چه سرهایی را در قصر کوفه، دیده است. از سر امام حسین تا سر ابن زیاد و مختار و مصعب. این «الهیثم» می تواند «هیثم بن عدی» باشد کهروایت ۶۰ هم از اوست: «قال الهیثم بن عدی عن عوانه» یعنی عوانه بن حکم که هر دو مورخ عراقی هستند. خبر در باره وقتی است که سر امام حسین، برابر یزید است و او شعری را می خواند.

روایت ۶۱ با سند «حدثنی عمرو الناقد، و عمر بن شبه، قالا: حدثنا ابواحمد الزبیری، عن عمه فضیل بن الزبیر، عن ابی عمر البزاز، عن محمد بن عمرو بن الحسن، همان شعر خوانی یزید را در وقت دیدن سر امام حسین، نقل کرده است. البته این شعر ابن زبعری «لیت اشیاخی…» نیست، تک بیتی دیگری است.

روایت ۶۲ باز ادامه حکایت ارسال اسراء به شام توسط ابن زیاد است که با تعیر «قالوا» آمده است. امری که نشان می دهد، گویی بلاذری، حکایت کربلا را به صورت یک متن واحد از منابع مختلف فراهم آورده و تنها در بین آنها، برای نقلها برخی از گزارشهای دیگر یا جملات معترضه و مرتبط، روایاتی را به صورت مسند نقل کرده است. با این حساب، باید متن اصلی رویداد کربلا از چند متن مشخص بوده که دست کم برای خود بلاذری کاملا معین بوده و وی اساس نقل خبر عاشورا را بر اساس همان مآخذ گذاشته است.

روایت ۶۳ به همین ترتیب، در باره چوب زدن لبان امام حسین ع توسط یزید است که با تعبیر «قالوا» و در همان ردیف روایات قبلی آمده است.

روایت ۶۴ مطلبی است که بلاذری از ابن برد انطاکی شنیده و او از پدرش نقل کرده است که کسی از شامیان، از یزید می خواهد دختر علی را به او بدهد. این ابن برد، ابوالولید بن برد الانطاکی است که در سال ۲۷۸ درگذشته است. اینها خانواده بنامی هستند که تا چند نسل بعد هم شناخته شده اند (انساب سمعانی: ۱/۳۷۲). مطالب دیگری هم دنبال همین روایت هست، که بعید می‌نماید از این انطاکی باشد. این مطالب در باره انتقال اسرا به مدینه است.

روایت ۶۶ از عمر بن شبه از یکی از خاندان ابوطالب با نام «ابوبکر عیسی بن عبیدالله بن محمد بن عمر بن علی بن ابی طالب» به نقل از پدرش است که مربوط به ماجرایی است که پس از آمدن سر امام حسین ع به مدینه میان شخصی به نام ابن ابی حبیش و حاکم شهر عمرو بن سعید و نیز مروان بن حکم رخ داده است.

روایت ۶۷ از مورخ معروف «عوانة بن الحکم» است که می گوید، سنان امام حسین ع را کشت و سرش را خولی بن یزید جدا کرد، و سرش را همراه محفز بن ثعلبه نزد یزید فرستاد. زمان حجاج نزد وی آمد، و گفت که با سر چه کرده است. حجاج گفت، پانصد درهم به او بدهند، اما وقتی بیرون رفت، گفت به او چیزی ندهند.

روایت ۶۸ از واقدی است «قال الواقدی» که می گوید شمر امام حسین ع را کشت. هنوز هم اختلاف هست که شمر یا خولی یا سنان، کدام یک امام حسین را کشته یا سرش را جدا کرده اند.

روایت ۶۹ از کلبی است «قال الکلبی» اشاره به سال ولادت امام حسین، و فرستادن سر امام حسین به مدینه و بازگرداندن آن به دمشق و دفن آن در باغی در آنجاست «فدفن فی حائط بها». برخی گفته اند در دار الاماره دمشق دفن شد، و برخی گفته اند در مقبره.

روایت ۷۰ از «شجاع بن مخلد الفلاس» است که او از جریر از مغیره روایتی در باره لعن یزید بن ابن زیاد به خاطر کشتن امام حسین ع نقل رده است. بلاذری دست کم چهارده بار از این شجاع، نقل تاریخی آورده در برخی از آنها همین سند او یعنی عن جریر عن مغیره تکرار شده است. وی که به گفته ابن سعد از «ابناء خراسان» بوده در سال ۲۳۵ درگذشت که بدین ترتیب بلاذری در جوانی از وی نقل کرده است. هرچه هست، این نوع نقلها، به نوعی برای تبرئه یزید آورده شده است.

روایت ۷۱ با تعبیر «حدثنی هشام بن عمار» است و آن هم در باره مطالبی است که در زمان آوردن سر امام نزد یزید مطرح شده و گفتگویی که او با علی بن الحسین داشته است. بلاذری تعبیر «حدثنی هشام بن عمار» را دست کم در ۱۴۲ مورد در انساب الاشراف آورده که نشان می دهد منبع مهمی برای او بوده است. وی در سال ۲۴۳ درگذشته و شخصیتی بزرگ نزد سنیان دمشقی به شمار می آمده است. ذهبی در تاریخ الاسلام، بیش از ده صفحه در شرح حال وی نوشته است (۱۸/۵۲۰). به نظر می رسد از نظر تاریخی، وی از چهره های برجسته حدیثی ـ تاریخی مکتب دمشق است.

روایت ۷۲ با سند «حدثنی العمری عن الهیثم بن عدی، عن مجالد بن سعید» است. این العمری، چنان که از اسناد دیگر بلاذری بر می آید، عمر بن عبدالرحمن العمری است که واسطه میان بلاذری و آثار هیثم بن عدی، مورخ معروف است. پیش از این هم روایتی با همین سند نقل شده بود. خبر این است که [گویا پس از کربلا] یزید به ابن یزید نوشت که به بخش های مردم کوفه که اهل سمع و طاعتند، صد درصد بیفزاید.

روایت شماره ۷۳ از هیثم بن عدی است که چهار بیت در باره شهادت امام حسین ع به نقل از سلیمان بن قته آورده است. روایت ۷۴ و ۷۵ هم شعری از ابودهبل جمحی و زینب بن عقیل در باره عاشوراست که می تواند از همان هیثم بن عدی باشد. روایت ۷۶ هم شعری از مغیره بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب است. روایت ۷۷ شعری از عبدالرحمن بن حکم برادر مروان بن حکم که دل پری از ابن زیاد دارد. در روایت ۷۸ آمده «قال الهیثم» که محتوا دو بیت شعر از مردی ازدی است. به نظر می رسد، همه این اشعار، از اثری از هیثم بن عدی گرفته شده باشد.

روایت ۷۹ با سند «حدثنی احمد بن ابراهیم الدورقی، حدثنا وهب بن جریر، عن أبیه، عن هشام بن حسان عن ابن سیرین» به نقل از انس بن مالک است که وقتی سر امام حسین را در طشت برابر ابن زیاد دیده می گوید بسیار شبیه صورت رسول الله بوده است.

روایت ۸۰ باز از هیثم بن عدی است با این سند : «حدثنا حفص بن عمر، عن الهیثم بن عدی عن ابی یعقوب عن عبدالملک بن عمیر» که می گوید، سرهای متعددی را از امام حسین تا مصعب بر در دارالاماره کوفه دیده است.

روایت ۸۱ شعری از سراقه بارقی است که ترجیح می دهیم بگوییم آن هم از هیثم بن عدی است با این که تصریح نشده، اما دنباله آن و به احتمال زیاد از آثار مکتوب هیثم بن عدی مورخ است.

روایت ۸۲ از مدائنی است، بدون آن که سندی برای او نقل کند: قال المدائنی: قتل الحسین و العباس …. که شمار برخی از کشتگان آل ابوطالب را در کربلا فهرست کرده است.

روایت ۸۳ با سند «حدثنا سعید بن سلیمان» است که همان سعدویه است، و او از عباد بن عوام و او از حصین. این نمونه سند را چندین مورد در این بخش داشته ایم. این روایت، خلاصه ای از اول نامه نگاری مردم کوفه به امام حسین، اعزام مسلم، تجهیز سپاهیان به سمت کربلا است که در روایت ۸۴ آمده و با تعبیر «قالوا» دنباله این خلاصه روایت کربلا درج شده است. این «حصین» در اینجا هم حضور دارد و این متن باید از منبع دیگری گرفته شده باشد. حصین می گوید: «فحدثنی سعد بن عبیده» و این خبر شگفت که عده ای روی تلّی نشسته، دعا می کردند. سعد بن عبیده گوید: به آنها گفتم: یا أعداء الله ألا تنزلون فتنصرونه؟ دنباله گزارش را همان سعد بن عبیده آورده که همراه عمر بن سعد بوده، و داستان آمدن پیام رسان ابن زیاد را نزد عمر بن سعد نقل می کند که اگر با حسین نمی جنگی، دیگری را بفرستیم. او هم عازم جنگ شد، تا سر امام حسین را آوردند. این را در یک سطر نوشته است. هرچه هست، این روایت، یک گزارش مختصر با سند خاص است که باید ارزشمند باشد. همین «حصین» باز ماجرا را از افراد دیگری هم نقل کرده از جمله «فحدثنی مولی لیزید بن معاویه» که مطلبی در باره سر امام حسین ع نقل کرده و با این نقل، این گزارش به پایان می رسد.

روایت ۸۵ با سند «حدثنی عبیدالله بن محمد بن عائشه، عن مهدی بن میمون، عن محمد بن ابی یعقوب الضبی» عن ابن ابی نعیم است که مطلبی در باره عبدالله بن عمر و اشاره او به مردم عراق و کشتن امام حسین ع دارد.

روایت ۸۶ باز یک گزارش سه سطری در باره عاشورا از ارسال عمر بن سعد به کربلا تا شهادت امام حسین و شعری در باره آن است که با سند «حدثنی ابوخیثمه، حدثنا وهب بن جریر، عن ابیه» نقل شده است.

روایت ۸۷ با سند «حدثنا عمر بن شبه، حدثنا صلت بن مسعد جحدری، حدثنا عاصم بن قرهد، عن ابی بکر الهذلی عن الحسن، است که حسن یعنی حسن بصری گوید وقتی خبر کشته شدن امام حسین را شنید گریه فراوان کرد و گفت : «و أذل أمة قتل ابن دعیها ابن نبیها» قومی ذلیل است که زنا زاده ای، پسر پیامبرشان را بکشد.

روایت ۸۸ با سند «حدثنا عن ابن ابی عاصم النبی، عن ابی جریح [کذا] عن ابن شهاب، است که گفت، روز قتل حسین، هر سنگی را در شام بر می داشتند، خون زیر آن بود.

روایت ۸۹ با سند «حدثنا یوسف بن موسی، عن جریر، عن الاعمش» شخصی در حق قبر امام حسین جسارت کرد که جذامی شد و برص گرفت و جن زده شد، و این در نسل او باقی ماند.

با این روایت، گزارش بلاذری در باره امام حسین و عاشورا، تمام می‌شود.»

انتهای پیام

درباره : موزیک

از دیدن این عکس تعجب نکنید. فضانوردانی که دست ها را بالا برده اند احیانا تسلیم نشده‌اند! آنها کارمندان موسسه‌ای هستند که لباس های فضایی را برای سفر فضانوردان آپولو می‌ساخت.

خرداد: بدون شک لباس‌های فضایی نقش مهمی در ماموریت‌های مداری دارند. بجز پرواز وسخد-۱ و چند ماموریت اولیه ناوهای سایوز در تمامی سفرها, فضانوردان لباس‌های ویژه‌ای می پوشند تا دچار مشکل نشوند. البته این لباس‌ها مدل و انواع مختلفی دارد و بستگی به نوع سفینه و ماموریت فضانوردان متفاوت است.

به گزارش خرداد و به نقل از ایسنا:در جریان ماموریت آپولو در طراحی و ساخت لباس‌ها باید مسایل مختلفی مورد توجه قرار می‌گرفت. فضانوردان زمان زیادی را باید در این لباس‌ها طی می‌کردند چه در جریان پرتاب, چه در جریان راه رفت و برگشت به ماه و از همه مهمتر در زمان فعالیت در سطح ماه. به همین دلیل لباس باید در عین اینکه راحت می‌بود و اجازه فعالیت‌های مختلف را به او می‌داد آیا امنیت وی را هم تامین می‌کرد؟

فضانوردانی که باید بر سطح ماه  فعالیت می‌داشتند در معرض خلاء, ریز شهاب سنگ‌ها حدود ۲۷۰ درجه اختلاف سرما و گرما و تشعشات مضر بودند و این لباس‌ها تنها وسیله محافظت از آنان به شمار می‌رفتند به همین دلیل از ۲۱ لایه مختلف ساخته می‌شدند. اما آنچه مربوط به این عکس‌ها می‌شود میزان راحتی لباس‌ها, امکان تحرک و مقدار آزادی فضانوردان برای انجام حرکات و فعالیت های مختلف است.

جدول‌بندی پشت سر فضانورد اجازه می‌دهد کارشناسان مشکلات هر نقطه لباس را پیدا کنند و برای حل آن چاره‌ای بیندیشند. همین چاره اندیشی‌ها باعث شد لباس‌های فضانوردان آپولو توانایی‌های بیشتری پیدا کند و آنان از مشکلات پیش‌بینی نشده در ماه مثل زمین خوردن نترسند. طبیعی بود همانطور که ما در لباس‌های سنگین زمستانی تحرک کمتری داریم، آنها هم در این لباس چند لایه نتوانند تحرک لازم را داشته و حرکات شان کند شود اما طراحان لباس آپولو توانستند آن را طوری بسازند که فضانورد نه تنها از عهده تمام وظایف محوله برآمد بلکه بطور مثال یکی از فضانوردان در جریان سفر آپولو۱۵ بعد از به زمین خوردن توانست برخیزد و به کارش ادامه دهد.

درباره : موزیک

شامگاه سه‌شنبه ۲۷ شهریور رقابت‌های فصل جدید لیگ قهرمانان باشگاه‌های اروپا با انجام هشت دیدار آغاز شد، حساس‌ترین دوئل در پیکارها‌ی سه‌شنبه شب میان تیم‌های پرقدرت لیورپول از انگلیس و پاریس سن ژرمن از فرانسه برگزار شد که در حال حاضر پیشتاز لیگ‌های ملی هستند. این دیدار پرهیجان با پیروزی ۳ بر ۲ سرخ‌پوش‌های لیورپول خاتمه یافت. گل پیروزی لیورپول در این دیدار خانگی را روبرتو فیرمینو، مهاجم برزیلی این تیم در واپسین لحاظات بازی به ثمر رساند.
نتایج دیدارهای سه‌شنبه شب ۲۷ شهریور (۱۸ سپتامبر) در یک نگاه

  • بروخه صفر – بوروسیا دورتموند یک

    شالکه یک – اف ث پورتو یک

    لیورپول ۳ – پاریس سن ژرمن ۲

    موناکو یک – اتلتیکو مادرید ۲

    ستاره سرخ بلگراد صفر – ناپولی صفر

    گلاتاسرای استانبول ۳ – لوکوموتیو مسکو صفر

    اینتر میلان ۲ – تاتنهام یک

    بارسلونا ۴ – ایندهوون صفر

شامگاه چهارشنبه ۲۸ شهریور (۱۹ سپتامبر) دیگر دیدارهای هفته اول مرحله‌ی گروهی لیگ قهرمانان باشگاه‌های اروپا برگزار می‌شوند که در طی آن از جمله بایرن مونیخ مهمان بنفیکا لیسبون خواهد بود و هوفن‌هایم نیز در زمین دونتسک به میدان خواهد رفت.

 

خشم مسی؛ بازگشت به اروپا با هت تریک

لیونل مسی یک بار دیگر برای بارسا درخشید و با ثبت یک هت تریک نقش اصلی را در برتری بلوگرانا برابر آیندهوون ایفا کرد.

درباره : موزیک

اسماعیل آذری‌فر، یک روحانی که شش سال است در روستاهای دورافتاده استان کهگیلویه و بویراحمد برای بچه‌ها قصه می‌گوید و کتاب می‌خواند، می‌گوید منبر رفتن کار هر کسی نیست، کسی باید این کار را بکند که خودش اهلیت داشته باشد و اهل عمل باشد.

به گزارش خبرآنلاین، نهمین قسمت از فصل چهارم برنامه «هزار داستان» با اجرای رزیتا غفاری و با موضوع داستان معروف‌ترین روحانی توییتر که روزنامه گاردین با او به خاطر کار عجیبش مصاحبه کرده است، شب گذشته (سه‌شنبه ۲۷ شهریور) روی آنتن شبکه نسیم رفت.

رزیتا غفاری، بازیگر سینما و تلویزیون در ابتدای این برنامه کمی درباره اسماعیل آذری‌فر، اهل کهگیلویه و بویر احمد که هم تحصیلات حوزوی دارد و هم از دانشگاه لیسانس جامعه‌شناسی و فوق لیسانس عرفان و تصوف گرفته است، توضیح داد و از او خواست با زبان خودش قصه‌اش را روایت کند.

آذری‌فر در پاسخ گفت: «شش سال است که در روستاها برای بچه‌ها قصه می‌گویم و کتاب می‌خوانم چون خودم همیشه از کتاب خواندن لذت بردم و دوست داشتم لذتی که از دوران کودکی و نوجوانی از کتاب بردم به دیگران هم بدهم.»

آموزش، راه برون رفت از محرومیت

این روحانی ادامه داد: «وقتی ۶ سال پیش از قم به شهر خودم بازگشتم فکر کردم چه کاری می‌توانم برای مردم شهرم انجام دهم. دیدم آموزش مهم‌ترین امر برای مردم است زیرا راه برون‌رفت از محرومیت آموزش است و بهترین سن برای آموزش به بچه‌ها سن کودکی است. از طرفی کودکان در شهر امکانات بهتری همچون کتابخانه‌ها و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در اختیار دارند اما در روستاها هیچ انسی بین بچه‌ها با کتاب نبود، زیرا امکانات در روستاها خیلی ضعیف است و پدر و مادرها هم بی‌سواد و فقیر هستند بنابراین تصمیم گرفتم به روستاها بروم و برای بچه‌ها قصه بگویم و کتاب بخوانم.»

عجین بودن مردم با شاهنامه

او افزود: «در استان ما مردم با شاهنامه عجین هستند و شاهنامه‌خوانی یک رسم بوده و هست. به همین سبب من بچه‌ها را جمع می‌کنم و از مادربزرگ‌‌های روستا می‌خواهم برایشان قصه و متل بگویند تا هم کودکان با پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها مانوس شوند و هم موجب انتقال فرهنگ گذشته و ترویج فرهنگ قصه‌گویی شود.»

آذری‌فر در ادامه، درباره معروفیتش در فضای مجازی گفت: «دلیلش این است که من حاشیه را حذف کرده‌ام و تمرکزم روی مساله کتاب و کودک است. اگر مطالب مرا در فضای مجازی ببینید، به کسی انتقاد نمی‌کنم و از برنامه‌هایی که دارم نمی‌گویم بلکه از کارهایی که انجام داده‌ام می‌گویم. به مخاطبم احترام می‌گذارم و نقدهای مخاطبان را می‌پذیرم. »

جذابیت قصه برای روزنامه گاردین

این روحانی درباره گفت‌وگو با رسانه‌های خارجی گفت: «چون فعالیت‌هایم در فضای مجازی منتشر می‌شود به گوش همه در سراسر جهان می‌رسد. فعالیت یک طلبه در امر آموزش و قصه‌گویی برای کودکان، برای روزنامه گاردین جذاب بود و در کل نگاه مثبتی به این امر داشتند و در این رابطه با من گفت‌وگو کردند.»

او ادامه داد: «از نظر من منبر رفتن و نصیحت و پند و اندرز به مردم کار هر کسی نیست، کسی که این کار را می‌کند باید خودش اهلیت داشته باشد و اهل عمل باشد. از طرفی کودک را با منبر و سخنرانی و پند و اندرز نمی‌توان تربیت کرد، بنابراین من مفاهیم را با زبان قصه، بازی و نقاشی به کودکان انتقال می‌دهم. یک شعار دارم، «قصه، توپ، رنگ» و این سه ابزار کار من هستند. بازی و تحرک لازمه سنین کودکی است، همچنین در برخی از روستاها که محروم‌تر هستند فضای محیط مناسب نیست، در این شرایط وقتی شما رنگ را وارد فضا می‌کنید، نگاه بچه زیبا می‌شود.»

حکمت را از کافر هم باید یاد گرفت

آذری‌فر افزود: «دو پرسش همیشه از من پرسیده می‌شود، یکی اینکه درآمدت از کجاست و دیگر اینکه چه کتابی به بچه‌ها می‌دهی؟ حضرت علی می‌فرماید حکمت را دریاب ولو از کافر، مشرک، منافق و… حکمت را از هر کسی می‌توانیم بگیریم به همین دلیل من هر کتابی که بتواند مهارتی به بچه‌ها یاد بدهد و باعث رشد فکری و رفتاری آنها شود و دنیایشان را زیبا کند، برایشان می‌خوانم. بسیاری از کتاب‌هایی که می‌خوانم ترجمه کتاب‌های خارجی است و تعصبی روی نوع خاصی از کتاب ندارم.»

او درباره درآمدش گفت: «من در حوزه تدریس می‌کنم و ماهی یک میلیون و پانصدهزار تومان حقوق می‌گیرم و یک زندگی ساده و معمولی دارم. از راه قصه‌خوانی تا به حال هیچ پولی وارد زندگی من نشده و هیچ کمک دولتی هم دریافت نکرده‌ام. در حال حاضر در حدود ۷۰ روستا قصه‌خوانی صورت می‌گیرد. این کار هزینه دارد زیرا باید کتاب و وسیله بازی بخریم و کتاب کودکان هم خیلی زود پاره و خراب می‌شود. با هزینه شخصی خودم و با ماشین خودم به روستاها می‌روم حتی از روستایی‌ها غذا هم نمی‌گیرم و به خانه آنها نمی‌روم. چند کنسرو با خودم می‌برم و همان را می‌خورم تا باری بر دوش روستاییان نباشم.»

معضل ترک تحصیل دختران

آذری‌فر درباره اثر کارهایش که موجب رضایتش می‌شود گفت: «همین که بچه‌ها وقتی مرا می‌بینند، می‌شناسند و در برنامه‌های قصه‌خوانی شرکت می‌کنند برایم رضایت‌بخش است. در این مناطق روستایی دختران ترک تحصیل شده زیاد هستند، من به آنها کتاب و وسایل ورزشی و نقاشی می‌دهم تا در طول هفته بچه‌ها را جمع کنند و برای آنها کتاب بخوانند و به آنها آموزش دهند. این کار باعث می‌شود که خودشان هم کتاب بخوانند و سواد و اطلاعاتشان از بین نرود و بدانند که خودشان باید برای خودشان کاری انجام دهند. همچنین طلبه‌های نوجوان را هم به این روستاها می‌فرستم تا در امر آموزش بچه‌ها فعالیت کنند. هر از گاهی پدر و مادرهای بچه‌ها را جمع می‌کنم و راجع به مشکلات بچه‌ها با آنها همفکری می‌کنم.»

قدردانی از معلمان

این روحانی در ادامه به نمونه‌هایی از تاثیر کتاب‌ها بر روی تفکر و رفتار بچه‌ها اشاره کرد و گفت: «سرانه مطالعه بچه‌های روستاهایی که می‌روم یک ساعت است. هدفم این است که بچه‌ها با هم مهربان باشند و فکرشان رشد کند. امیدوارم بچه‌های روستاهای استان کهگیلویه و بویراحمد آینده درخشانی داشته باشند. معلم‌ها واقعا در روستاهای استان ما زحمت می‌شکند و ما قدردان آنها هستیم.»

این مدرس حوزه علمیه در پایان بیان کرد: «کاش در کشور ما نظام آموزشی بیشتر جدی گرفته می‌شد. آموزش و پرورش به خصوص مقطع ابتدایی جدی‌تر بود و به معلم‌ها بیشتر رسیدگی می‌شد. ما نظام آموزشی خوبی نداریم. در مدارس کودکی را از بچه‌ها می‌گیرند. وقتی کودکی از بچه‌ها گرفته شود، بچه رشد خوبی ندارد. ای کاش سیاست حاکمان ما توجه جدی به امر آموزش و هنر بود.»

انتهای پیام

درباره : موزیک

محققان با شبیه سازی رایانه ای قدرتمندترین ماده جهان را رصد کردند. این ماده پاستای هسته نام دارد و در پوسته ستاره نوترونی جای گرفته است.

خرداد: به نقل از نیواطلس، محققان با شبیه سازی رایانه ای متوجه شده اند «پاستای هسته ای» قدرتمندترین ماده جهان است. این ماده در پوسته ستاره نوترونی قرار دارد و به شکل ساختارهایی بسیار متراکم درمی آید که شبیه انواع مختلف پاستا هستند.

به گزارش خرداد و به نقل از مهر:محققان دانشگاه ایندیانا و موسسه فناوری کالیفرنیا با استفاده از یک ابررایانه شبیه سازی هایی انجام دادند. این شبیه سازی ها برای نخستین بار شیوه های شکست پوسته ستاره را نشان داد. به گفته آنان این شبیه سازی به درک بهتر انسان از پدیده های بزرگ آستروفیزیکی مانند امواج گرانشی کمک می کند.

متیو کاپلان یکی از محققان دانشگاه مک گیل می گوید: قدرت پوسته ستاره نوترونی به خصوص بخش زیرین پوسته با مشکلات آستروفیزیکی مختلفی مرتبط است. ستاره های نوترونی محصول ابرنواخترها و بسیار متراکم هستند.

زیرپوسته این ستاره ها، پروتون ها و نوترون ها به شکل ساختارهایی مانند سیلندر و صفحه های صاف کنار هم قرار گرفته اند.

 این ویژگی ها سبب می شود پاستاهای هسته ای بسیار سخت شوند و در نتیجه  شکستن آن کار مشکلی خواهد بود.  

طبق شبیه سازی های انجام شده شکستن این ساختارها ۱۰ میلیارد برابر سخت تر از فولاد است.

کد خبر 

درباره : موزیک

بنیامین نتانیاهو این اظهارات را در تماس تلفنی با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه، بیان کرد و گفت آماده است که «تمام اطلاعات لازم» را برای تحقیق درباره این حادثه ارائه کند. وزارت دفاع روسیه روز سه‌شنبه در بیانیه‌ای رسمی اعلام کرد که پدافند هوایی سوریه «سهواً» عامل سرنگونی هواپیمای نظامی تجسسی روسیه در لاذقیه سوریه بوده ولی مقصر اصلی اسرائیل است. در سقوط این هواپیما که از نوع ایلوشن۲۰ بود ۱۵ نیروی ارتش روسیه جان باختند.

نخست‌وزیر اسرائیل در بخش دیگری از تماس تلفنی خود گفته است که اسرائیل به مقابله با اقدامات ایران در سوریه ادامه می‌دهد. بر اساس گزارش دفتر بنیامین نتانیاهو، وی اظهار داشت: «اسرائیل مصمم است تا ایجاد استحکامات نظامی در سوریه توسط ایران، و تلاش‌های این کشور، که خواستار نابودی اسرائیل است، برای انتقال سلاح‌های مرگبار (مورد استفاده) گروه حزب‌الله علیه اسرائیل را متوقف کند».

پیشتر، ارتش اسرائیل هم ضمن ابراز تأسف از سرنگونی هواپیمای روسی، سوریه، ایران و حزب‌الله را مقصر در این حادثه معرفی کرد. در همین حال، رئیس‌جمهوری روسیه پس از دیدار با نخست‌وزیر مجارستان گفت که ساقط کردن هواپیمای نظامی روسی نتیجه زنجیره‌ای تراژیک و شرایط اتفاقی است. به گزارش خبرگزاری رویترز، اظهارات پوتین اقدامی برای آرام کردن فضا بوده است گرچه وی تاکید کرده که باید تحقیقات بیشتری در این زمینه صورت گیرد. وی به خبرنگاران گفت: «چیزی که من بیشتر احتمال می‌دهم این است که مورد یاد شده زنجیره‌ای از حوادث اتفاقی تراژیک است، چرا که هواپیمای اسرائیلی اقدام به شلیک نکرده بود. ولی بی‌تردید باید به طور جدی این موضوع را موشکافی کنیم».

وزارت دفاع روسیه گفته که هواپیمای شناسایی ایلوشین توسط «آتش خودی» سرنگون شد ولی اسرائیل مقصر این حادثه است. در بیانیه این وزارتخانه آمده است:‌ «روز گذشته همزمان با پرواز این هواپیما چند فروند اف-۱۶ اسرائیلی در حال عملیات بودند و یکی از آنها برای فرار از پدافند سوریه، از هواپیمای روسی به عنوان پوشش استفاده کرده‌است». وزارت دفاع روسیه تهدید کرده که این اقدام به گفته او «خصمانه»، تلافی خواهد شد. از سوی دیگر، مایک پمپئو، وزیر خارجه ایالات متحده، سقوط هواپیمای روسی را یک «حادثه تاسف‌بار» خواند و خواستار حل‌وفصل این مسئله از راه سیاسی شد.

وی روز سه‌شنبه در بیانیه‌ای تاکید کرد:‌ «حادثه تاسف‌بار دیروز لزوم نیاز به یافتن راه حل‌های دائمی، صلح‌آمیز و سیاسی برای بسیاری منازعات موازی در منطقه و خطر تراژیک خطای محاسباتی در صحنه عملیاتی شلوغ سوریه را به ما یادآوری می‌کند». پمپئو همچنین خواستار متوقف شدن انتقال «تحریک‌آمیز» سلاح از سوی ایران از طریق خاک سوریه شد که به گفته او، تهدیدی برای منطقه است.

درباره : موزیک

دختر جوانی که به همراه خواهرش در منزل پدری خود زندگی می‌کرد، با کیسه پلاستیکی خفه شد و جان خود را از دست داد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران شب دوشنبه (۲۶ شهریور ماه) ماموران انتظامی در جریان حادثه قتل دختر جوانی در محدوده خلیج فارس تهران قرار گرفتند.

با اعلام این موضوع، بازپرس کشیک قتل پایتخت به همراه ماموران تشخیص هویت و آگاهی تهران بزرگ به محل حادثه رفتند و تحقیقات خود را در این زمینه آغاز کردند.

فردی که برای اولین بار با مقتول روبرو شده بود برادرش بود. او در این باره ادعا کرد: اینجا خانه پدری من است و دو خواهر مجردم در این مکان زندگی می‌کنند.

وی ادامه داد: امروز وقتی به در خانه رسیدم چند بار زنگ زدم، اما کسی جواب نداد، به همین دلیل با به دست گرفتن قفل فرمان به داخل رفتم تا اگر غریبه‌ای داخل خانه است او را بزنم که یک دفعه با جسد خواهر کوچکترم روبرو شدم.

وی در کمال خونسردی ادامه داد: او به طرز فجیعی خفه شده بود و یک پلاستیک نیز روی صورتش کشیده بودند که آن را پاره کردم، بلکه بتوانم نجاتش دهم، اما کار از کار گذشته بود.

در ادامه خواهر مقتول نیز مورد بازجویی قرار گرفت و مدعی شد: خواهرم فحشم داد و من را از خانه اش بیرون و در را به روی من قفل کرد تا نتوانم خانه بیایم و من که عصبانی بودم به خانه همسایه رفتم تا با او مدتی را به صحبت بنشینم.

این دختر جوان در ادامه گفت: او رتبه هفتم کشوری را در زمینه شعر و ادبیات داشت و لوح تقدیر‌های بسیاری نیز در این زمینه دریافت کرده است، اگرچه حدود دو ماهی می‌شود که از کار بیکار شده بود، اما قبل از این نیز در بازار مبل مشغول به کار بود.

با بررسی‌های انجام شده و به دستور محسن مدیر روستا بازپرس کشیک قتل پایتخت و با توجه به دلایل موجود در صحنه قتل و همچنین اظهارات ضد و نقیض خواهر و برادر مقتول، هر دو این افراد بازداشت شدند.

گفتنی است؛ مقتول با یک طناب و کیسه پلاستیکی به طرز فجیعی خفه شده بود که جسدش به دستور قاضی برای بررسی بیشتر و تعیین علت اصلی مرگ به پزشکی قانونی ارسال شد.

انتهای پیام

درباره : موزیک

“لی دی”(Li Di) اخترشناس آکادمی علوم چین اعلام کرد که سال آینده اخترشناسان می‌توانند از “تلسکوپ کروی با دیافراگم ۵۰۰ متری” (FAST) استفاده کنند.

خرداد:تلسکوپ کروی با دیافراگم ۵۰۰ متری یک تلسکوپ رادیویی است. این تلسکوپ در کوهستان‌های استان گوئیژو در جنوب غربی کشور چین ساخته شده‌ است. قطر فیزیکی بشقاب این تلسکوپ ۵۰۰ متر و قطر موثر آن ۳۰۰ متر است. ساخت و نصب این تلسکوپ که بزرگترین تلسکوپ رادیویی جهان محسوب می‌شود در ژوئیه ۲۰۱۶ به پایان رسیده است.

به گزارش خرداد و به نقل از ایسنا:در نشست نجومی که اخترشناسان این خبر را اعلام کردند، حدود ۳۰ دانشمند نجوم و بیش از ۳۰۰ فرد علاقه‌مند به ستاره شناسی حضور داشتند.

لی در این نشست نجومی که در استان”شویی” چین برگزار شد، گفت: تلسکوپ کروی با دیافراگم ۵۰۰ متری تاکنون  ۴۴ “تپ اختر”(pulsars) جدید کشف کرده است. تپ‌اخترها ستاره‌های نوترونی چرخانی هستند که با سرعت بسیار زیادی دوران می‌کنند و پالس‌های مداومی از انرژی تابشی به همراه خطوط میان مغناطیسی قوی را از خود منتشر می‌کنند. برخی از تپ‌اخترها نیز پرتوهای ایکس تابش می‌کنند. ستاره‌های نوترونی در حقیقت بقایای هسته ستاره منفجر شده‌ای هستند که حجم کوچک و چگالی بسیار بالایی دارند. تپ‌اخترها هنگام تولد دمایی در حدود چند میلیون درجه سلسیوس دارند و بلافاصله شروع به سرد شدن می‌کنند. نحوه و سرعت سرد شدن نیز به مواد تشکیل دهنده و چگالی آن‌ها بستگی دارد.

برخی از اخترشناسان بر این باورند که این تلسکوپ رادیویی می‌تواند اجرام آسمانی ناشناس را جستجو و به درک بهتر منشا هستی کمک کند.

درباره : موزیک

داریوش احمدیان

روزی در شرق کشور است روزی در غرب، روز در جنوب روزی در شمال، گاهی به به شهرهای نزدیک تهران مثل کرج هم می‌رود؛ محمود احمدی نژاد مشهورترین سخنران این روزهای ایران است. روی سقف اتوموبیلی می‌ایستد و برای مردمی که دورش جمع شده‌اند سخنرانی می‌کند. به مناسبت حال و هوای این روزها از محرم و عاشورا شروع می‌کند و به یاران دربند خود می‌رسد و در نهایت اعتراض خود را به تصمیم گیران امروز کشور در دولت و مجلس و قوه قضاییه اعلام می‌کند. رییس جمهور سابق زودتر از هر فعال سیاسی دیگری فعالیت برای بازگشت دوباره به قدرت( احتمالا از طریق انتخابات مجلس) را آغاز کرده است.

ممکن است برخی معتقد باشند تحرکات احمدی نژاد تنها نوعی اعتراض به صدور احکام قضایی علیه یاران نزدیک او، مشایی و بقایی است اما با توجه به پیشینه فعالیت سیاسی احمدی نژاد می‌توان حدس زد که بعید است تنها دلیل پررنگ شدن دوباره اش در فضای سیاسی نشان دادن اعتراضی میدانی باشد. او که در سال۹۶ پس از ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری از حضور در انتخابات محروم شد این بار با قدرتی بیشتر از قبل به میدان آمده است. افزایش شانس احمدی نژاد برای حضور مجدد در قدرت  به چند دلیلی است که در ادامه از آن خواهیم گفت.

۱ـ قرار گرفتن در موقعیت مظلوم: بازداشت نزدیکان رییس جمهور سابق و همچنین رد صلاحیت خود او در انتخابات۹۶ موقعیتی را برای  او ایجاد کرده است که می‌تواند به عنوان فردی که از ساختار سیاسی ضربه خورده است در جامعه معرفی شود. اگر تا امروز فقط جریان اصلاح‌طلب مدعی بود که دچار محدودیت و حبس و حصر شده است امروز احمدی نژاد هم می‌تواند  از زندانی شدن نزدیک‌ترین افراد به خود و بی بهره ماندن از رسانه‌ها و‌تریبون‌های رسمی شکایت کند. اگر تا دیروز این اصلاح طلبان بودند که با ابزار نظارت استصوابی شورای نگهبان از حضور در انتخابات محروم شده بودند امروز احمدی نژاد هم با اشاره به انتخابات۹۶ می‌تواند بگوید نه او و نه هیچ یک از همفکرانش در جریانی که «بهاری» می‌خوانندش اجازه حضور در انتخابات را پیدا نکرده اند.

۲ـ وضعیت نابسامان اقتصادی: تلاطم بازار ارز و به تبع آن افزایش نرخ تورم و وارد آمدن فشارهای شدید بر معیشت روزمره مردم فضایی را ایجاد کرده است که احمدی نژاد می‌تواند با روحیه پوپولیستی خود و وعده‌های رنگارنگی که در بیان آن استاد است همچون یک منجی وارد میدان شده و فضا را به سود خود تغییر دهد. این روزها بهترین زمان برای فردی مثل احمدی نژاد است تا با استفاده از ضعف و انفعال اقتصادی دولت فضا را در اختیار خود گرفته و از نجات بخشی برنامه‌های اقتصادی خویش بگوید.

۳ـ ضعف رقیب: نکته سوم به ضعف جریان رقیب احمدی نژادی‌ها بازمی‌گردد. به طور کلی رییس جمهور سابق دو گروه را در برابر خود به عنوان رقیب می‌بیند. گروه اول اصولگرایانی هستند  که در برخی مراکز قدرت نیز حضور دارند و گروه دوم اصلاح‌طلبان و دولت مستقر. واقعیت آن است که گروه اول در اکثریت قریب به اتفاق دوره‌های انتخاباتی نشان داده‌اند که که توان جلب رای مردم را ندارند و در نتیجه نمی‌توانند از طریق صندوق‌های رای مزاحمتی را برای حضور او در قدرت ایجاد کنند مگر آنکه مانند انتخابات۹۶ باز هم از ابتدا مانع حضورش در انتخابات شوند که این موضوع هم با توجه به افزایش قابل ملاحظه بدنه اجتماعی حامی او به احتمال فراوان ممکن نخواهد بود.

گروه دوم نیز دولت و اصلاح طلبان هستند، وضعیت شکست خورده نیروهای دولتی روشن‌تر از آن است که نیازی به بحث و گفتگو داشته باشد. تقریبا تمام آنچه در انتخابات۹۶ به عنوان دستاورد روحانی نام برده می‌شود از دست رفته است. از برجام تا ثبات بازار ارز، از تورم تا طرح تحول سلامت و. . . اصلاح‌طلبان نیز دچار آشفتگی عجیبی شده‌‌اند، از یک‌سو توان پاسخگویی به حامیان خود درباره عملکرد شکست خورده دولت اعتدال و مجلس امید را ندارند و از دیگر سو در میان تصمیم گیران این جریان نیز نوعی آشفتگی و فقدان راهبردی مشخص دیده می‌شود.

با کنار هم قرار دادن این سه مورد می‌توان به این نتیجه رسید که رییس جمهور سابق در بهترین زمان ممکن بار دیگر وارد میدان شده است تا با جلب نظر مردم بتواند بر کرسی قدرت تکیه بزند. شاهد آن هستیم که اصلاح‌طلبان در مواجهه با این اتفاق به جای آنکه خود را آماده یک رقابت سخت کنند با نوعی بی توجهی و بی‌اهمیت انگاری با این مسئله مواجه می‌شوند. سیاست تحقیر احمدی‌نژاد و یا الگوی «همه اشکالات از دولت قبل است» قطعا دیگر جواب نمی‌دهد و نمی‌توان با آن به رقابت با چنین پدیده‌ای پرداخت. به نظر می‌آید صدای پای احمدی‌نژاد بلندتر از آن چیزی است که قابل کتمان کردن باشد و با ادامه این وضعیت شاید بتواند زودتر از انتخابات۹۸ هم به خواسته اش برسد!

درباره : موزیک

بیژن زنگنه در نشست نمایندگان اوپک و غیراوپک که در الجزیره برگزار می‌شود، شرکت نخواهد کرد.

به گزارش ایسنا به نقل از رویترز، یک منبع آگاه در وزارت نفت اعلام کرد بیژن زنگنه -وزیر نفت- در نشست این ماه نمایندگان اوپک و غیراوپک که در الجزایر برگزار می‌شود، شرکت نخواهد کرد.

این مقام که نخواسته نامش فاش شود، اظهار کرد: زنگنه در این نشست در الجزایر شرکت نمی‌کند. او نظرش را تغییر داده است.

وزیر نفت پیش از این گفته بود در این نشست که در آن تولید سازمان‌های نفتی به بحث گذاشته می‌شود، حاضر می‌شود.

به گزارش ایسنا، الکساندر نواک -وزیر انرژی روسیه- پیش از این اعلام کرده بود اوپک و متحدانش در نشست هفته آینده در الجزایر، درباره گزینه‌های مختلف برای تولید نفت بحث خواهند کرد. به گفته وی اوپک و متحدانش هم چنین درباره پیش‌بینی‌ها در خصوص عرضه و تقاضای نفت در سه ماهه چهارم سال ۲۰۱۸ میلادی بحث می‌کنند.

انتهای پیام


درباره : موزیک
صفحات سایت